a

این روزها که می‌گذرد، جور دیگرم

دیگر خیال و فکر تو افتاده از سرم

 

دیگر دلم برای تو پرپر نمی‌زند

دیگر کلاغ رفته به جلد کبوترم

 

دیگر خودم برای خودم شام می‌پزم

دیگر خودم برای خودم هدیه می‌خرم

 

دیگر بلد شدم که خداحافظی کنم

دیگر بلد شدم که بهانه نیاورم

 

اسمت چه بود؟ آه از این پرتی حواس

این روزها من اسم کسی را نمی‌برم

 

رضاکیاسالار

طنز


5 بار بگو :
دستم در دبه بود دبه درش دستم بود !


3 بار بگو :
ﯾﻪ ﯾﻮﯾﻮﯼِ ﯾﻪ ﯾﻮﺭﻭﯾﯽ


5 بار بگو :
لای رولت رنده ی لیمو رفته


اگه میتونی 5 بار بگو :
چیپس ، چسب ، سوسک


این جمله رو اگه 2 بار هم بتونی بگی هنر کردی ! :
چه ژست زشتی


3 بار تکرار کن :
دل به دلت دله این دله دل مرده بده بده دل که بد آورده


5 بار سریع بگو :
سه دزد رفتن به بز دزدی ُ یه دزد یه بز دزدید ُ یه دزد دو بز دزدید


3 بار بگو :
سه سیر سرشیر سه شیشه شیر!

rahnama

در این شب سرد، بیدارم و بس

دلتنگ توام، درگیر قفس

با هر چه صدا، با هر چه نفس

فریادرس تو، ای عشق

من از تو دل نمی کندم، تو با من همسفر بودی

کنارت زندگی کردم، تو از من بی خبر بودی

جز داغ از تو ندیدم، ای عشق خاموش

یاد فراموش، در شب سرد

خاموشم و سرد ، با یاد تو من

گفتم دل از این بیراهه بکن

من خسته ام از آواره شدن

فریاد از تو، ای عشق

تاروت شمع قهوهdr.animator@yahoo.com

کتاب چار فصل زندگی


صفحه ها پشت سر هم می روند
هر یک از این صفحه ها یک لحظه اند
لحظه ها با شادی و غم می روند

آفتاب و ماه یک خط در میان
گاه پیدا گاه پنهان می شوند
شادی و غم نیز هر یک لحظه ای
بر سر این سفره مهمان می شوند

گاه اوج خنده ی ما گریه است
گاه اوج گریه ی ما خنده است
گریه دل را آبیاری می کند
خنده یعنی این که دل ها زنده است

زندگی ترکیب شادی با غم است
دوست می دارم من این پیوند را
گرچه می گویند :شادی بهتر است
دوست دارم گریه با لبخند را
 

-

دنیای عجیبی است!، آدم کسانی را در جایگاه‌هایی می‌بیند که در حد آن جایگاه نیستند!.

این بی‌عدالتی و فقر و ظلمی که در دنیا دیده می‌شود بی‌علت نیست؛

وقتی اداره‌ی امور و ردای خلافت الهی به کسانی غیر از اهلش سپرده می‌شود بهتر از این نمی‌شود.

خواستن

تا زمانی که ، خواسته ای از کسی نداری " خواستنــــــــی "

هستی ...!

-- 

silent

این روزها دلم اصرار دارد, فریاد بزند؛ 
.
.
.
اما . . .

من جلوی دهانش را می گیرم،

 وقتی می دانم کسی تمایلی به شنیدن صدایش ندارد!!!

 این روزها من . . .
 
خدای سکوت شده ام؛

 خفقان گرفته ام....................

 تا آرامش اهالی دنیا،خط خطی نشود

life2

بعضی‌وقت‌ها احساس می‌کنم،

که هیچ‌چیز معنی ندارد !

 در سیّاره‌ای که میلیون‌ها سال است،

 با شتاب،به سوی فراموشی می‌رود،

 ما در میان غم،زاده شده‌ایم،

 بزرگ می‌شویم،

 تلاش و تقلّا می‌کنیم،

 بیمار می‌شویم،

 رنج می‌بریم،

 سبب رنج دیگران می‌شویم،

 گریه و مویه می‌کنیم،

 می‌میریم،

 دیگران هم می‌میرند،

 و موجودات دیگری به دنیا می آیند،

 تا این کمدی بی‌معنی را از سر گیرند !!!


 

" ارنستو ساباتو "

my frnd

 دوست من

امروز برایت آرزو کردم

 بعضی از اصوات را نشنوی ،

بعضی از رنگ ها را نبینی ،

 بعضی از افکار را نفهمی و بعضی از حالات را حس نکنی
 

 
آنچه حس می کنی تنها نور باشد و عشق باشد و خوشبختی...